هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )
482
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )
مطرح مىشد ، مورد بحث و بررسى و كنكاش قرار مىگرفت حال آنكه آنها وقتى ، در برابر امير المؤمنين قرار گرفتند و تمردش كردند اين حركتشان هيچ تفاوتى و تمايزى با حركت متمردين ديگرى چون طلحه و زبير نداشت و آنچه در مورد جدلشان نسبت به حكميت ، مورخين به آنها نسبت مىدهند على رغم اينكه خود در آغاز ، طرفدارش بودند و امير المؤمنين به نتايج آن پايبند نگرديد به فرض صحت ، دلالت بر آن دارد كه آنها در منتهاى سادگى و خوشباورى بودند گواينكه من شخصا ( نويسنده ) همچنان معتقدم كه آنان قربانيان توطئهگرانى بودند كه به قصد فتنهانگيزى عليه حضرت ، توطئه كردند و نخست او را از ادامهء نبرد با معاويه بازداشتند و سپس به جنگ او ، سوقش دادند . كشته شدن آنها ، نتايج و اثرات بدى بر بسيارى از ياران امام بجاى گذاشت زيرا كشتهشدهها بيشتر از قبايل كوفه و بصره بودند و شگفت نبود كه اين كشتار ، نزد وابستگان آن به عنوان عزيزانى كه از دست داده بودند ، اثرات سويى بجاى گذارد . وقتى امير المؤمنين كار آنها را يكسره كرد اختلاف نظر و بدبينى و ترس ، ميان يارانش راه يافت . هر چه آنان را به بيرون شدن با خود براى جنگ با معاويه فرامىخواند و پشت سر هم برايشان در اين خصوص سخنرانى مىكرد جز تعلل و مسامحه و نافرمانى از ايشان نمىديد . در پاسخش مىگفتند : تيرهاى ما تمام شده و بازوانمان خسته شده و سر نيزههايمان را بايد تيز كنيم و شمشيرهايمان به بازسازى نياز دارند فرصتى ده تا آمادگى پيدا كنيم چه اين ناآمادگيها از دشمن ، خطرناكترند . حضرت مدت زمانى به اين كار ادامه داد و هر از گاهى ايشان را به بيرون آمدن و مستقر شدن در اردوگاهشان در « النخيلة » فرامىخواند ولى جز گروه بسيار اندكى - كه بجايى نمىرسيد - به تقاضايش پاسخ نمىگفتند و در عين حال « الاشعث بن قيس » و « شيث ابن الربعي » و امثال آنها همّ و غمّى جز خرابكارى و القاى ترس و وحشت بميان ديگران نداشتند و چنين القا مىكردند كه على ( ع ) نيز بايد با اهل نهروان همان برخوردى را كه عثمان مىكرد ، مىداشت و از ايشان در مىگذشت آنها گروه اندكى بودند و خطرى براى او نداشتند الاشعث اين سخن را مىگفت تا در ميان لشكريان ، پراكندگى افكند و كسانى را كه با كشته شده ، پيوند خويشى و نزديكى داشتند مالامال از دشمنى و نفرت از على ( ع ) گرداند . در كتاب على بن ابى طالب نوشتهء عبد الكريم الخطيب آمده كه روزى على ( ع ) يارانش را مورد خطاب قرار داد و به جهادشان فراخواند و از سستى و ترسشان بر حذر